جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
357
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
كنند و اصولًا ظلم و ستم ، به هررنگ و شكل و نقشى كه باشد ، در نزد على و در زبان و بيان او ملعون و مطرود است . ولى زشتترين و بدترين ظلمها ، ستم قوى بر ضعيف ، ستم محتكر بر مردم ، و جور حاكم بر محكوم است و على به هيچوجه اجازه نمىدهد كه اين قبيل ستمها و ظلمها ، كه باعث پيدايش اختلاف طبقاتى مادى و رذائل اخلاقى و جرائم و پستىها و جنايات در اجتماع مىگردد ، بهوجود آيد . دلايلى كه نشاندهنده مخالفت صريح و آشكار امام بر ضد استثمارگران و غاصبين حقوق توده مردم باشد بسيار زياد است و شما به هر جاى نهجالبلاغه كه مراجعه كنيد ، شرارهاى را كه در گفتار على زبانه مىكشد - در آنوقتى كه از استثمار و غصب سخن مىگويد - خواهيد ديد و مثل اينكه على در هر خطبه و گفتارى مىخواهد از اين دو موضوع سخن بگويد ! و در همه سخنان على ، نشانهاى هستكه مىرساند على غصب را يك جرم اجتماعى مىداند و استثمارگر ، هركه مىخواهد باشد ، تبهكارى بيش نيست و جمع مال و اندوختن ثروت ، از راههاى نامشروع ، عواقب وخيمى دارد كه خواهىنخواهى و در هرحال ، دامنگير صاحب آن خواهد شد . به گفتار على در تقبيح ثروتاندوزى در يكى از خطبهها توجه كنيد : « . . . و بهياد مىآورد اموالى را كه جمع كرده و در جمعآورى آنها ، چشمپوشى نموده - يعنى بين حلال و حرام فرقى نگذاشته - و آنها را از راهها و جاهايى كه صحيح و روشن ، يا مبهم و مشكوك بوده اخذ كرده و درنتيجه ، عواقب آن گريبانگير وى شده است » ! اما كسب حلال